محمد بن على ظهيرى سمرقندى
272
سندباد نامه ( فارسى )
ص 177 ( 1 ) ترجمه : پس چگونه اميد دارند براى من آرامش را درحالىكه در من حالى است كه مرا به زمين مىنشاند و به ماندن در يك جا مجبور مىكند . نديم من در طول شب ، ستاره است تا بدان زمان كه ستارگان غروب مىكنند و صبح مرا [ به دست ] گرفتاريها مىسپارد درحالىكه نه دوستى است [ مرا ] و نه همنشينى . ( 2 ) ترجمه : شاهين صبح از سوى شرق به پرواز درآمد ، درحالىكه بالا مىآمد و كلاغ شب در سمت غرب نوميد و زبون گرديد . ( 3 ) ترجمه : آيا درست است كه من تشنه واگذاشته شوم درحالىكه آبگير مواج و سرشار از آب است ؟ ص 178 ( 1 ) قرآن كريم ( 26 / 88 - 89 ) ترجمه : آن روز كه كار نيايد نه مال و نه پسران . مگر كه او به اللّه آيد با دلى رسته از شرك . ص 179 ( 1 ) از بحترى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 250 ) ترجمه : بر خداست كه همهء آرزوها را در تو به اتمام رساند و بر ماست كه خدا را حمد بگوئيم و سپاسگزارى كنيم . ص 180 ( 1 ) ترجمه : [ اسب ] سركش و ناهموارى است كه ، گويى كه بر بالاى گردن او مورچگاناند و ميان دو گوشش سوت مىكشد . او بهشت است براى بينندگان آنگاه كه راه رود و هنگامى كه خيز بردارد شعلهاى از آتش است . ( 2 ) از امرؤ القيس ( سندبادنامه ، آتش ، ص 252 ) ترجمه : اسبى است بسيار حملهكننده و بسيار فراركننده و هم روى آورنده و هم پشتكننده است مانند صخرهء سنگ بزرگى كه سيل آن را از بلندى فرو غلتاند . ص 182 ( 1 ) ترجمه : خدايا بدرستى كه تو آمرزنده و بخشايندهاى و به گناهانى كه من مرتكب شدهام ، آگاهى . پس اگر [ مرا ] بيامرزى بدرستى كه فضل تو فراگير است و اگر [ مرا ] مؤاخذه كنى بدرستى كه من شايستهء آن هستم . ( 2 ) از ابو الفرج رونى ( ديوان ، چايكين ، ص 61 ) دو بيت ديگر از آن نيز در صفحهء 24 آمده است . ( 3 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 4 ، ص 206 ) ترجمه : و نيرنگهاى نابخردان در خود آنها فرود آينده است و دشمنى با بزرگان بدترين دستاورد و گردآورده است ( امثال و حكم عبد القادر رازى ، حريرچى ، ص 95 ) ص 183 ( 1 ) - ص 70 ص 184 ( 1 ) در مقامات حميدى ، انزابى نژاد ، ص 153 نيز آمده است .